ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
59
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
رسالهء مذكور به خودى خود از لحاظ مطالعات اسلامى اهميّت چندانى ندارد - زيرا در واقع شامل قطعاتى از ترجمهء لاتينى آثار ابن رشد ، ابن سينا ، علىّ بن رضوان ، « 1 » و فرغانى است 50 - ولى عجيب است كه در ضمن آن نظريّهء ارين تماما هم در متن و هم در نقشه نمودار شده ، 51 و عجيبتر آنكه كريستوف كلمب آن را شناخته ، زيرا حواشى وى بر نسخهاى از كتاب صورت عالم كه متعلق به وى بوده به جاى مانده است . 52 از اينجا روشن مىشود كه نظريّهء « گلابى شكل بودن زمين » در نتيجهء نظريّه ارين در كلمب نفوذ كرده ؛ به اين خلاصه كه در نيمكرهء غربى زمين و مقابل قبة الارض بر محلى مرتفعتر از نقطهء شرقى ، مركز ديگرى براى زمين وجود دارد . 53 بدينسان ، هر چند امروزه اين موضوع عجيب به نظر آيد ، نظريهء جغرافى اسلامى در كشف دنياى نو نقشى داشته و بعيد نيست كه همين نظريّه باعث شده كه دانته - كه طبق تحقيقات جديد به ميراث اسلامى دين فراوان دارد - اعراف يا تطهيرگاه را بر كوهى در ناحيهء غربى نيمكرهء جنوبى فرض كرده است ؛ 54 به خلاف تصوّر مسيحى كه بهشت زمينى را در اقصاى مشرق در جايى ماوراى درياها فرض مىكند . 55 به هر حال نظريهء قبهء ارين فقط پس از سفرهاى بزرگ دور دنيا از جغرافياى اروپايى محو شد . 56 نظريّات نجومى و جغرافيايى هند ، نه تنها به طور مستقيم به جهان عرب راه يافت بلكه گهگاه در لباس ايرانى نيز به آنجا رسيد ، و اين مطلب را به صورتى روشن از بعضى اصطلاحات علمى كه بسيار زود ميان علماى اسلامى متداول شد و همچنان به جا ماند ، معلوم توان داشت . يكى از اين اصطلاحات كلمهء زيج است كه معمولا بر جدولهاى نجومى اطلاق مىشود و جمع آن زيجات و زيجه و ازياج است . اصل كلمه از زيگ فارسى و زيك پهلوى است ، 57 يعنى تارى كه پود به آن يافته مىشود ، سپس به جدولهاى عددى از اين جهت اطلاق شد كه خطوط آن همانند تارهاست . شوى ، مورّخ علوم دقيقهء اسلامى ، تفسير ديگرى دارد كه زيج از زه فارسى يا زيق به معنى وتر يا نخى است كه در اندازهگيرى به كار مىرود . 58 ولى اين تفسير ، با آنكه تا حدّى با گفتار بيرونى ضمن كوشش براى ترجمهء دقيق كلمهء يونانى « قانون » تأييد مىشود ، 59 پذيرفته نشده است . كلمهء زيج به نزد مسلمانان بر هر كتاب نجومى و جدولهاى آن اطلاق شده است ، اما خود جدولها گاهى به نام عربى « جداول » كه جمع جدول است خوانده مىشود و كلمهء يونانى قانون كه گويا در قالب سريانى به عربان رسيده تقريبا به همان معناى جداول به كار مىرود . بعضى از محققان اين نكته را نيز از آثار نفوذ شرقى ( هند و ايرانى ) پنداشتهاند كه
--> ( 1 ) در ترجمهء عربى ، به جاى لفظ تنهاى « على » موجود در متن روسى ، على بن رضوان ( مترجم كتاب الاربعهء بطلميوس ) را آورده است كه ظاهرا بايد درست باشد . - و .